لغت نامه دهخدا
( حمنة ) حمنة. [ ح َ ن َ ] ( ع اِ ) یکی حمن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حمن شود.
( حمنة ) حمنة. [ ح َ ن َ ] ( ع اِ ) یکی حمن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حمن شود.
یکی حمن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشكال سومى كه به اين روايات وارد است اين است كه اين روايات تصريح مى كنند بهاينكه قاذفين، عبداللّه بن ابى و مسطح و حسان و حمنه بودند، آن وقت مى گويند: كهرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) عبداللّه بن ابى را دو بار حد زد، ولى مسطح و حسانو حمنه را يك بار، آنگاه تعليل مى آورند كه قذف همه جا يك حد دارد، ولى در خاندانرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) دو حد و اين خود تناقضى است صريح، چون همهنامبردگان مرتكب قذف شده بودند و فرقى در اين جهت نداشتند.
💡 عايشه مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) از زينت دختر جحش از وضع منپرسيد، و فرمود: اى زينت تو چه مى دانى و چه ديده اى ؟ گفت يارسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله ) چشم و گوشم از اين جريان بى خبر است، و من جزخير از او چيزى نديده ام، با اينكه زينب از ميان همسرانرسول خدا(صلى اللّه عليه و آله ) تنها كسى بود كه با من تكبر مى كرد و خداوند او رابا ورع و تقوى عصمت داد، و خواهرش حمنه كه چنين تقوايى نداشت، و با او ستيز مىكرد، جزو اصحاب افك شد، و هلاك گشت.