لغت نامه دهخدا
جنگوک. [ ج َ ] ( ص ) جنگلوک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جنگلوک شود.
جنگوک. [ ج َ ] ( ص ) جنگلوک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جنگلوک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرزا عبدالله، درویش خان، ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی، یوسف فروتن، سعید هرمزی، احمد عبادی، نورعلی برومند، داریوش صفوت، محمود تاجبخش، جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، عطا جنگوک
💡 در سال ۱۳۵۰ بنا به درخواست رادیو تلویزیون ملی ایران در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تعلیم نوازندگانی که خود از فارغ التحصیلان رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و اکنون از اساتید موسیقی هستند، مشغول شدند. از آن جمله: محمدرضا لطفی، داریوش طلایی، حسین علیزاده، عطا جنگوک و مهربانو توفیق.
💡 جمشید محبی در کنار تنبک به نوازندگی سهتار نیز میپردازد، او سهتار را نزد محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و عطا جنگوک آموختهاست.