جلود. [ ج َ ] ( اِ ) شهر و قصبه. ( ناظم الاطباء ).
جلود. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جِلد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به جلد شود.
جلود. [ ج َ / ج َل ْ وَ ] ( اِخ ) دیهی است در بحر. در مراصد آمده: جلود بر وزن قبول بلده ای است در افریقیه و یا دیهی است در شام. و فیروزآبادی گوید: دهی است در اندلس و بعضی گفته اند: جلود بر وزن جعفر نام یکی از بطون قبیله ازد است. ( الذریعه ) ( ریحانة الادب ج 1 ص 272 ). و رجوع به معجم البلدان شود.
=جِلد
( اسم ) جمع جلد پوستها.
دیهی است در بحر. در مراصد آمده جلود بر وزن قبول بلده ایست در افریقیه و یا دیهی است در شام و فیروز آبادی گوید: دهی است در اندلس و بعضی گفته اند: جلود بر وزن جمفر نام یکی از بطون قبیله ازد است.
[ویکی الکتاب] معنی جُلُودُ: پوستها
ریشه کلمه:
جلد (۱۳ بار)
💡 و به دنبال ذكر خانه هاى ثابت سخن از خانه هاى سيار به ميان مى آورد و مى گويدخداوند براى شما از پوست چهارپايان خانه هائى قرار داد (وجعل لكم من جلود الانعام بيوتا).
💡 بـعـضـى از مـفـسـريـن گـفته اند: بدين جهت تنها نام جلود را آورده كه گنهكاران را بيشتررسـوا كـنـد، مـخـصوصا اگر مراد از جلود پوست آلت تناسلى باشد. مفسرين ديگر وجوهديگرى را نيز ذكر كرده اند.
💡 بعدها مشخص شد که فردی به نام محمد جلود، دبیرکل وقت کنفدراسیون وزنهبرداری آسیا که مدتها در تلاش بوده تا دبیرکلی را از ایرانیها بگیرد، به همراه همسرش در هیئت ژوری حاضر بوده و به گفته منابع ایرانی، این دو نفر زمینهساز حذف بهداد سلیمی از مسابقات بودند؛ اما این فقط یک اعتراض از سوی ایرانیها بوده و توسط مقامات فدراسیون وزنهبرداری به رسمیت شناخته نشده و اقدامی هم برای آن نشد.
💡 بـعـضى از مفسرين گفته اند: هر چند كه قيدى براى جلود نياورده و نفرموده پوست كداميكاز اعضا ولى مطلق پوست هم مراد نيست، بلكه تنها پوست آلت تناسلى منظور بوده، كهبه خاطر رعايت ادب نام آن را نبرده.
💡 قذافی همچنان در مبارزه با نیروهای شیطانی، صهیونیسم و امپریالیسم غوطه ور شد و سیاست خود را به سمت بیرون چرخاند. در نتیجه، وظایف اداری معمولی به عبدالسلام جلود داده شد که در سال ۱۹۷۲ نخستوزیر شد و متعاقباً تمام وظایف داخلی قذافی را بر عهده گرفت. با وجود این، قذافی همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح لیبی باقی ماند.