جزف

لغت نامه دهخدا

جزف. [ ج َ ] ( ع مص ) آسان گرفتن کاری را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). به آسانی و بسیار گرفتن چیزی را. ( ناظم الاطباء ). بگزاف گرفتن چیزی را. ( از متن اللغة ) ( از دهار ). || خریدو فروخت کردن چیزی را بدون پیمانه و وزن. ( از اقرب الموارد ). در پیمانه تخمین کردن. ( از ناظم الاطباء ): ابتاعه جزفاً؛ ای مجهول القدر مکیلاً کان او موزوناً. ( منتهی الارب ). زیاده کردن پیمانه. ( از متن اللغة ).

جمله سازی با جزف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دکترینِ ژدانف یک مرامِ فرهنگیِ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که به ابتکارِ آندری ژدانف به سالِ ۱۹۴۶ پدید آمد. بر اساسِ این مرام دنیا به دو اردوگاهِ امپریالیسم به سرکردگی ایالات متحده آمریکا و دموکراسی به سرکردگی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بخش می‌شد. نتیجتاً یگانه اختلافِ ممکن در فرهنگِ شوروی اختلاف میان خوب و برترین بود. ژدانوفیسم خیلی زود به یک سیاست فرهنگی در شوروی تبدیل گردید به این معنا که هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران در کل بایستی موید خطوط حزب حاکم در آثار خود باشند. بر این اساس، هنرمندانی که مغایر این سیاست و خواست دولت عمل می کردند، در معرض تعقیب قرار می گرفتند. این سیاست تا مرگ جزف استالین در سال 1953 ادامه داشت.

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز