جای ماندن

مترادف‌ها

ماندن، باقی ماندن

متضادها

رفتن، حرکت کردن

لغت نامه دهخدا

جای ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بجای ماندن رها کردن. ترک گفتن. باقی گذاشتن: و چندین ولایت بشمشیر گرفته ایم و سخت با نامست، آخر فرع است و دل در فرع بستن و اصل را بجای ماندن محال است. ( تاریخ بیهقی ص 18 ). و ایشان بسیج رفتن کردند چگونگی آن و بدرگاه رسیدن را بجای ماندم که نخست فریضه بود راندن. ( تاریخ بیهقی ص 11 ).

فرهنگ فارسی

بجای ماندن رها کردن

جمله سازی با جای ماندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ختنه یک جراحی کوچک اما دقیق است که توسط پزشک در کلینیک ختنه انجام می‌شود. وجود ضعف تکنیکی می‌تواند باعث بر جای ماندن عوارض خطرناک زودرس و دیررس شود. عوارض زودرس شامل احتمال خونریزی، عفونت، احتباس ادراری، هماتوم، ایسکمی و نکروز گلانس و آمپوتاسیون نرینگی می‌باشد و پیامدهای دیررس شامل کوردی، ختنه ناکامل، تنگی مه آ، کم آمدن و زیاد آمدن پره پوس، چرخش نرینگی و گرانولوم محل ختنه و … می‌باشد. هر چند که در صورت مهارت پزشک احتمال بروز عوارض بسیار کم است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران