جانشین کردن
مترادفها
جایگزین کردن، نایب کردن
لغت نامه دهخدا
جانشین کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قائم مقام کردن. بدل کردن.
فرهنگ فارسی
قائم مقام کردن
جمله سازی با جانشین کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محلولهای کریستالوئید ممکن است جهت جانشین کردن الکترولیتها و آب از دست رفته از طریق اسهال و استفراغ بکار روند. مصرف بیش از حد آنها سبب تجمع سدیم و حجم آب اضافی در بدن، اِدِم ریوی و نارسایی قلب میشود. محلولهای هیپرتونیک در درمان مسمومیت با آب و افزایش حجم آب خالص بکار میروند.
💡 به مفهوم حرکت و جابجایی هوا میباشد. در صنعت تهویهٔ مطبوع به عمل جانشین کردن ویا حرکت کردن هوا در یک فضا توسط وسایل مکانیکی یا طبیعی گفته میشود.