توچ

لغت نامه دهخدا

توچ. ( اِ ) بِه ِ جنگلی. شغال به. شال به. این نام را در لاهیجان و دیلمان و رودسر به بِه ِ جنگلی میدهند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به توج و شغال به و شال به و جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 242 شود.

فرهنگ فارسی

به جنگلی ٠ شغال به شال به ٠ این نام را در لاهیجان و دیلمان و رودسر به به جنگلی می دهند ٠

جمله سازی با توچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزار دیده ی نرگس به قامتت نگران زنار خویش توچون سرو از آن همه آزاد

💡 از توچون نام برم کز دهن آلوده لاجرم سر نزند جز سخن آلوده

💡 سرگشته باشد ازبن دندان کلیدوار هرکزسرای شرع توچون قفل بردست

💡 زد کوس حیات ابدی خصم توچون دید سرمایه هستی ز وجود تو عدم را

💡 شب رفته ایم در سر زلف توچون صبا زلفت به تاب گفت که درویش مرحبا

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز