تهی دیده

لغت نامه دهخدا

تهی دیده. [ ت َ / ت ِ / ت ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) تهی چشم. ( مجموعه مترادفات ). کنایه از نابینا و بی بصر. ( آنندراج ):
روان از دو دیده پسندیدگان
به خاک درت چون تهی دیدگان.خسرو ( ازآنندراج ).رجوع به تهی چشم و تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تهی چشم کنایه از نابینا و بی بصر

جمله سازی با تهی دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رود چون قطره های ژاله اشک از چشم نمدیده یکایک باز میآید نمیگردد تهی دیده

💡 بس که کردم گریه شد خونابم از اعضا تهی دیده‌ام شد ز انتظار او ز دیدن‌ها تهی

💡 چون تهی دیده که آرد به کسی روی نیاز چشم بر چشم صراحی زده پیمانه ما

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز