تقدیم کردن

لغت نامه دهخدا

تقدیم کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مقدم داشتن. برتر داشتن. پیش کردن. پیشی دادن:
ننماید به جهان هیچ هنر تا نکند
در دل خویش بر آن همت مردان تقدیم.ابوحنیفه ( از تاریخ بیهقی ).محمدبن یوسف البخاری ازجمله اصحاب امام هشتم و شافعی بود رحمه اﷲ و با علم و زهد بود و او را بر علمای بخارا تقدیم کردندی و او را بسیار بیازمودند. ( تاریخ بخارا ص 4 ). || بجای آوردن انجام دادن: و تأدیب این بی خویشتنی در باب تو تقدیم کنم. ( سندبادنامه ص 125 ). || اهداء کردن. پیش کش کردن. برایگان دادن چیزی را به کسی پیش آوردن پیش داشتن:
رسیدن من و اقبال آن همایون فال
چنان فتاد مطابق در آن خجسته حریم
که گرداب نکشیدی عنان من قدمش
به بوسه گاه نمی کرد بر لبم تقدیم.عرفی ( از آنندراج ).رجوع به تقدیم و دیگر ترکیبهای آن شود.

جمله سازی با تقدیم کردن

💡 با روی کار آمدن دولت سید ابراهیم رئیسی و تصویب لایحه برنامه هفتم توسعه در تاریخ ۸ خرداد ۱۴۰۲ توسط دولت سیزدهم و تقدیم کردن آن در ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ توسط سید ابراهیم رئیسی به مجلس شورای اسلامی و شروع طرح مولدسازی، ادغام دانشگاه پیام نور در دانشگاه‌های دولتی مطرح شد؛ اما با اعتراض اساتید و کارکنان دانشگاه پیام نور در سراسر کشور این مصوبه در دستور کار مجلس قرار نگرفت.