تعید
لغت نامه دهخدا
تعید. [ ت َ ع َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) چشم زخم رسانیدن و سخت مبالغه نمودن در چشم زخم رسانیدن: تعید العاین بالمعیون. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || و تعیدت المراءة اذا اندرات بلسانها علی ضراتها و حرکت یدیها. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ای خرجت فجاءة بلسانها علی ضراتها و حرکت یدیها؛ یعنی ناگهان درآمد آن زن به بدگویی بر بنانجهای خود در حالی که تکان میداد دستهای خود را. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
چشم زخم رسانیدن و سخت مبالغه نمودن در چشم زخم رسانیدن
جمله سازی با تعید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منت خدای را که به تعید ذو المنن رونق گرفت شرع به پیرایهٔ سنن