تسمی

لغت نامه دهخدا

تسمی. [ ت َ س َم ْ می ] ( ع مص ) خویشتن را نام کردن یا نام نهادن. ( زوزنی ). نام نهادن. ( دهار ). خویشتن را نام نهادن. ( آنندراج ). نامیده شدن به آن. || منسوب شدن به قومی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

فرهنگ عمید

۱. نامیده شدن.
۲. منسوب شدن به کسی یا قومی.

فرهنگ فارسی

خویشتن را نام کردن یا نام نهادن نام نهادن.

جمله سازی با تسمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قطره ای بود از دهانت چشمه ای کان در بهشت حق تعالی خواندش عینا تسمی سلسبیل

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز