نام نهادن

مترادف‌ها

نامیدن، نامگذاری کردن

لغت نامه دهخدا

نام نهادن. [ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) نامیدن. اسم گذاشتن. ( ناظم الاطباء ). تسمیه. نام گذاشتن:
که خضرا نهادند نامش ردان
همان تازیان نامور بخردان.فردوسی.نام نهی اهل علم و حکمت را
رافضی و قرمطی و معتزلی.ناصرخسرو.گر حور و آفتاب نهم نام تو رواست
کاندر کنار حوری و اندر بر آفتاب.انوری.|| نام باقی گذاشتن. شهرت نیک یافتن. نام نیک و ذکر خیر از خودبجا گذاشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - اسم گذاشتن تسمیه: [ واین مجموعه رالباب الالباب نام نهاد] ۲ - نام باقی گذاشتن نام نیک یافتن.

جمله سازی با نام نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اثبات و سَلب نام نهادن دو نام یزدگردی یا جلالی، برای این تقویم از پنج مغالطه زیر استفاده می‌کنند: مغالطهٔ دروغ، مغالطهٔ تحریف واقعیت، مغالطهٔ تکرار، مغالطهٔ علت شمردن مقارن، مغالطهٔ قمارباز.

💡 آب حیوان نتوان نام نهادن لب تو که ز سرچشمه لعل تو خضر منفعل است

💡 قوام نظم بقول درست و فعل نکوست چه سود نام نهادن بخود نظام و قوام

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران