لغت نامه دهخدا
ترکند. [ ت َ ک َ ] ( ص، اِ ) دروغ و تزویر و مکر و حیله و فریب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).بیهوده و بی معنی و مکر و حیله و فریب. ( ناظم الاطباء ). ترفند. و رجوع به ترفند و ترفنده و ترکنده شود.
ترکند. [ ت َ ک َ ] ( ص، اِ ) دروغ و تزویر و مکر و حیله و فریب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).بیهوده و بی معنی و مکر و حیله و فریب. ( ناظم الاطباء ). ترفند. و رجوع به ترفند و ترفنده و ترکنده شود.
= ترفند
دروغ و تزویر و مکر و حیله و فریب باشد بیهوده و بی معنی و مکر و حیله و فریب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مزار کوهکن آن دم که بیچراغ شود فتیله ترکند از خون من رگ سنگش
💡 به طاق ابرویش چشمان غماز دو تا ترکند هر یک ناوک انداز
💡 شکار پیشه دو ترکند خفته چشمانت نهاده بر سر بالین خود کمان هر دو
💡 زجیب هربن مژگان دمد موزونی سروی خیال قامتت هرگه بهچشم ترکند بازی
💡 خجالت میکشم ازشوخی اظهارمخموری ندارم باده تا بال صدایی ترکند جامم