ترانه ساز

لغت نامه دهخدا

ترانه ساز. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) ترانه سرای. نغمه سرای و سرودگوی. ( ناظم الاطباء ):
چون به هوای مدحتت زهره شود ترانه ساز
حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد.حافظ.

فرهنگ فارسی

ترانه سرای نغمه سرای و سرود گوی.

جمله سازی با ترانه ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آه آتشین فغانی درین چمن گل خانه سوز آمد و بلبل ترانه ساز

💡 سوزی نداشت شعر دل‌انگیز شهریار گر همره ترانه ساز صبا نبود

💡 ساز و نوای جاه تو را این نوای من در خور بود که خوش نبود بی ترانه ساز

💡 به قصد ظلم هزاران بهانه پیش آرند به چنگ فسق هزاران ترانه ساز کنند

💡 بعد دیری به خویش باز آمد رخ به خون تر ترانه ساز آمد

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز