تجربه گر
متضادها
تازهکار، مبتدی
فرهنگستان زبان و ادب
{experiencer} [زبان شناسی] حالت معنایی موضوعی که رویدادی را ازنظر روان شناختی و حسی تجربه می کند
جمله سازی با تجربه گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تجربه گر دارد او با این همه بشکند صد تجربه زین دمدمه
💡 بر طبق برآورد نهاد ملی پیمایش درد، سالانه بیش از ۷۵ میلیون نفر در آمریکا از دردهای جدی رنج می برند و از این میان، ۵۰ میلیون نفر متحمل درد مزمن بوده و ۲۵ میلیون نفر تجربه گر درد حاد می باشند.