تجربه کار

لغت نامه دهخدا

تجربه کار. [ ت َ رِ / رُ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) ج، تجربه کاران. شخص آزموده و دانا. ( فرهنگ نظام ). مردم کارافتاده و کارآزموده. ( آنندراج ). عالم به شغل و عامل با تجربه. ( ناظم الاطباء ). مجرب. بازل:
مرا ز تجربه کاران نصیحتی یاد است
که توبه نامه بخط شکسته می باید.صائب ( از آنندراج ).یکی ز تجربه کاران بصیدگاه ملالم
رمیده بلبلم از آرزوی انجمن گل.محمد سعید اشرف ( ایضاً ).|| تجربه کاران روزگار؛ آزمودگان کارهای دنیا. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تجربه کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منظور از معیار سود آن است که هرچه مقدار آن معیار بیشتر باشد بهتر است مثلا در انتخاب یک کارمند هرچه تجربه کاری بیشتر باشد بهتر است. منظور از معیار زیان آن است که هرچه مقدار آن معیار بیشتر باشد بدتر است مثلا در انتخاب یک کارمند هر چه دستمزد او بیشتر باشد بدتر است.

💡 از آنجایی که نجاری یک شغل مهارتی محسوب می‌گردد، آموزش صحیح و تجربه کاری نقش بالایی در کاهش خطرات ناشی از کار خواهد داشت.

💡 برای دریافت اتریوم و فعالیت بر برنامه های غیر متمرکز در ایران و تجربه کار با توکن های اتریومی مراکزی در ایران وجود دارند که این خدمت را ارائه می‌دهند.

💡 سمت سربُنِه بودن یا رئیس به تجربه کاری و نیز دارا بودن امتیازات مالی بستگی داشته‌است که گاه هم بر اساس خویشاوندی و گاه نیز بر مبنای منشأ جغرافیایی اقوام تعیین‌کننده بوده‌است. هر سربُنِه دارای یک یا دو معاون با نام‌های پابُنِه و یاوربُنِه

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز