لغت نامه دهخدا
تجددخواه. [ ت َ ج َدْ دُ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مقابل کهنه پرست. که نوی خواهد. که نوطلبی کند. که رسم کهن را زیر پا گذارد. رجوع به تجدد و متجدد شود.
تجددخواه. [ ت َ ج َدْ دُ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مقابل کهنه پرست. که نوی خواهد. که نوطلبی کند. که رسم کهن را زیر پا گذارد. رجوع به تجدد و متجدد شود.
مقابل کهنه پرست که نو خواهد که نو طلبی کند که رسم کهن را زیر پا گذارد.
💡 در دربار قاجار، مسافرتهای شاه به اروپا و مشاهداتش از وضعیت پوشش زنان اروپایی در دربار تأثیر به سزایی داشت. به تدریج موضوع «کشف حجاب» در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و در مطبوعات منعکس شد.
💡 در صدور این فرمان دخالتهای نزدیک عالی پاشا و فؤاد پاشا نخستوزیر و وزیر خارجه وقت عثمانی و احتمالاً فشار ایران برای تبعید بهاءالله و ازل به مناطق دور افتادهتر بسیار مؤثر بودهاست. اگرچه ممکن است انگیزههای عالی پاشا و فؤاد پاشای تجدد خواه از انگیزههای سلطان عبدالعزیز مرتجع متفاوت بوده باشد، ولی تصمیم نهایی آنها یکسان بود. نگرانیهای دو پاشای مذکور از جنبشی سیاسی - مهدوی میآمد در حالی که سلطان عبدالعزیز از بدعت در دین بیمناک بود.