فرهنگستان زبان و ادب
{tableau vivant (fr. ), tableau} [هنرهای نمایشی] موقعیت یا وضعیتی تصویرگونه و ایستا در نمایش که در آن بازیگران برای تأکید بر برخی لحظات کاملاً ساکن در برابر تماشاگران ظاهر می شوند
{tableau vivant (fr. ), tableau} [هنرهای نمایشی] موقعیت یا وضعیتی تصویرگونه و ایستا در نمایش که در آن بازیگران برای تأکید بر برخی لحظات کاملاً ساکن در برابر تماشاگران ظاهر می شوند
موقعیت یا وضعیتی تصویرگونه و ایستا در نمایش که در آن بازیگران برای تأکید بر برخی لحظات کاملاً ساکن در برابر تماشاگران ظاهر میشوند.
💡 مـيـكـنـد كـه در سـر راه مـردم حـجـاز به شام قرار گرفته، و تابلو زنده و گويائى ازسـرنـوشـت دردنـاك ايـن آلودگان و مشركان است، ميفرمايد: آنها از كنار شهرى كه بارانشـر و بـدبختى (بارانى از سنگهاى نابود كننده ) بر سرشان ريخته شد گذشتند آياآنـهـا (در سـفـرهايشان به شام ) اين صحنه را نديدند و در زندگى آنها نينديشيدند؟! (ولقد اتوا على القرية التى امطرت مطر السوء ا فلم يكونوا يرونها). آرى اين صحنه راديـده بـودنـد ولى هـرگـز درس عـبـرت نـگـرفـتند چرا كه آنها به رستاخيز ايمان و اميدنـدارنـد! (بـل كـانـوا لا يـرجـون نـشـورامـرگ را پايان اين زندگى ميشمرند، و اگر بهزندگى پس از مرگ هم معتقد باشند اعتقادى بسيار سست و بى پايه دارند، آنچنان كه درروح آنـهـا و بـه طـريـق اولى در بـرنـامـه هـاى زنـدگـيـشـان اثـر نـمـيـگـذارد، بـه هـميندليل همه چيز را بازيچه ميگيرند و جز به هوسهاى زود گذر خود نمى انديشند.