لغت نامه دهخدا
بی چار. ( ص مرکب ) مخفف بیچاره:
هوا پود شد برف چون تار گشت
سپه را از آن کار بیچار گشت.فردوسی.بگرد عالم آوارم تو کردی
چنین بدروز و بیچارم تو کردی.؟
بی چار. ( ص مرکب ) مخفف بیچاره:
هوا پود شد برف چون تار گشت
سپه را از آن کار بیچار گشت.فردوسی.بگرد عالم آوارم تو کردی
چنین بدروز و بیچارم تو کردی.؟
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بماندستم کنون بی چار و بی یار دل از صبر و تن از آرام بیزار
💡 عشق بی چار میخ تن باشد مرغ دانا قفس شکن باشد
💡 جهان را همه چارحد گشت و دید که بی چار حد ملک نتوان خرید