لغت نامه دهخدا
بی همالی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی همال. بی همتایی. بی شریکی. رجوع به بی همال و همال شود.
بی همالی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی همال. بی همتایی. بی شریکی. رجوع به بی همال و همال شود.
💡 به زور تن و چهره و برز و یال شد این اثرط از سروران بی همالی
💡 تو یار همال و وفا و جودی وز همتای یار بی همالی
💡 در رای و مردی تو بی نظیری در جود و سخاوت بی همالی
💡 درکشور حسن بی نظیری در عالم عشق بی همالی