بی نشانی

لغت نامه دهخدا

بی نشانی. [ ن ِ نی ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی نشان. بی علامتی. لایوصفی. فقد خصوصیت شناسائی:
عمل بیار و علم برمکش که مردان را
رهی سلیم تر از کوی بی نشانی نیست.سعدی.و رجوع به نشان شود.

جمله سازی با بی نشانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه وصلست اندر بی نشانی از آن وصلست آن جمله معانی

💡 لامکانی و مکانی بی تو نیست بی نشانی و نشانی بی تونیست

💡 یکی را یافت در سرّ معانی نشان ذات او در بی نشانی

💡 نشانِ بی نشانی در همه من درونِ جملگی خورشید روشن

💡 من آن خواهم ز عشق بی نشانی که نامم محو گردد جاودانی

💡 چو منصوری شود اینجا عیانی پذیرد او نشان بی نشانی

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز