بی من

لغت نامه دهخدا

بی من. [ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + من ) بی روح و بی جان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بی روح و بیجان

دانشنامه عمومی

بی من، روستایی است از توابع بخش سعدآباد در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران.
این روستا در دهستان وحدتیه قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۸نفر ( ۴خانوار ) می باشد.

جمله سازی با بی من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من از تو دور غمین تو جدا ز من خوشدل تو این چنین بی من و من آنچنان بی تو

💡 پرسی ز من که بی من با خود چه بود حالت اندر جوار دشمن بی دوستان چه خوشی

💡 در میان نفی و اثباتم مدام نه بمن شد کار و نه بی من تمام

💡 آن سبکروح غم عشقم که دایم می‌کند گریه بی من انقباض و ناله با من انبساط

💡 تهی بساطی این عهد بین که بی من و تو زمانه نازکش و آفتاب محبوب است

💡 رهانم این زمان ازدست دشمن که گفتار منی بی ما و بی من

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز