لغت نامه دهخدا
بی فره. [ ف َ رَ / ف َرْ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + فره ) بی شوکت. بی فر. بی شکوه:
مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ
معادیان تو نافرخند و نافرزان.بهرامی.و رجوع به فره شود.
بی فره. [ ف َ رَ / ف َرْ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + فره ) بی شوکت. بی فر. بی شکوه:
مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ
معادیان تو نافرخند و نافرزان.بهرامی.و رجوع به فره شود.
بی شوکت. بی فر. بی شکوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معادیان تو بی فره اند و بی فرهنگ موافقان تو با فره اندر با فرزان