لغت نامه دهخدا
بهانه داشتن. [ ب َ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) عذر بیجا آوردن:
شوری ز تو غائبانه دارد
بلبل گل را بهانه دارد.جعفربیک ولد بهزادبیک ( از آنندراج ).
بهانه داشتن. [ ب َ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) عذر بیجا آوردن:
شوری ز تو غائبانه دارد
بلبل گل را بهانه دارد.جعفربیک ولد بهزادبیک ( از آنندراج ).
عذر بیجا آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو نفر وابسته به انجمن تبلیغات اسلامی کاشان به نامهای عباس توسلی و علی نقیپور، به بهانه داشتن بیمار در حال مرگ، سلیمان برجیس را به خانهای میکشانند و سپس بنا به گزارش روزنامههای رسمی کشور با زمینه چینی و کمک حاج محمد رسولزاده، درودگر، محکمهای، رضا گلسرخی و دو نفر دیگر، با هشتاد و یک ضربه کارد تکهتکه میکنند.
💡 بالا بودن شکاف جنسیتی و ارزش شمردن «مردانگی» در جوامع سبب میشود مردان رفتارهایی از خود بروز دهند که سلامت آنان را با خطر مواجه میکند. این افراد به بهانه داشتن «قدرت بدنی بالاتر» تغذیه ناسالمتری دارند، رفتارهای پر خطر جنسی و خشونت بیشتری از خود بروز میدهند که در نهایت سلامت آنان را به خطر میاندازد.