کلمه بنود یکی از واژههای فارسی است که به معنای اصل، ریشه، بنیاد و پایه به کار میرود. این واژه معمولاً در متون ادبی و فلسفی مورد استفاده قرار میگیرد. درک دقیق معنای این واژه در جملات مختلف به کاربران کمک میکند تا به درستی از آن بهرهبرداری کنند. از نظر گرامری، این کلمه یک اسم است و میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مبتدا در جملات به کار رود. همچنین، این کلمه ممکن است با برخی واژههای دیگر شباهت آوایی داشته باشد، بنابراین باید توجه داشت که کلمات مشابه ممکن است معانی متفاوتی داشته باشند. با استفاده از قیدهای زمان و مکان، میتوان کاربرد این کلمه را در جملات به وضوح بیشتری مشخص کرد.
بنود
لغت نامه دهخدا
بنود. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): انتقام خشم از چشم زخم گذشته بر اجابت باعث آمد به احتشاد جنود و عقد بنود. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به بند شود.
فرهنگ عمید
= بند١
فرهنگ فارسی
جمع بند
جمع بند.
جمله سازی با بنود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر در وادی وصلش بنودی یک جهان درمان مرا تنها جهانی درد کی دادی خدای من
💡 به غیر از غم نبودی دلپذیرش بجز دندان بنودی دستگیرش