برنوشتن

مترادف‌ها

بازنویسی کردن، یادداشت کردن، ثبت کردن

لغت نامه دهخدا

برنوشتن. [ ب َ ن ِ وِ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: پیشوند بر + مصدر نوشتن ) نوشتن:
برنوشته دبیرپیکر او
نام بهرام گور بر سر او.نظامی.زین نمط زین نوع ده طومار و دو
برنوشت آن دین عیسی را عدو.مولوی.و رجوع به نوشتن شود.
برنوشتن. [ ب َ ن َ وَت َ ] ( مص مرکب ) ( از: پیشوند بر + مصدر نوشتن ) نوردیدن. پیچیدن. تا کردن: فراشان به منزل اندرپیش وی [ عبداﷲ، در سفر حج ] همی شدندی و نمدها همی افکندی و چون بگذشتی باز برنوشتندی و باز پیش آوردندی تا همه راه همچنین برفت. ( ترجمه طبری بلعمی ).
- آستین برنوشتن؛ بالا زدن آستین. برزدن آستین، و کنایه از آماده کاری شدن:
نخستین کسی کو بیفگند کین
به خون ریختن برنوشت آستین.فردوسی.فروهشت دامن ز خورشید گرد
بلا برنوشت آستین نبرد.اسدی. || درنوردیدن. طی کردن:
سه اسب گرانمایه کردند زین
همی برنوشتند گفتی زمین.فردوسی.بقلب اندرون پیل و خاقان چین
همی برنوشتند روی زمین.فردوسی.- ره برنوشتن؛ طی کردن. پیمودن. گذراندن:
به ششماهه یکساله ره برنوشت
بی آزار و خرم به خشکی گذشت.اسدی.- || فروگذاشتن. ترک کردن:
کنون برنوشتی ره ایزدی
به کژّی کشیدی و راه بدی.فردوسی.- || منع کردن. در هم پیچیدن. نابود کردن:
همه پیش آذر بکشتندشان
ره گبرگی برنوشتندشان.فردوسی.و رجوع به نوشتن شود.

فرهنگ فارسی

نوردیدن پیچیدن.

جمله سازی با برنوشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یادگیری صحیح روش‌های برنوشتن مطالب در حین مطالعه، یکی از کلیدی‌ترین مهارت‌هایی است که دانشجویان باید برای موفقیت در دوران تحصیل خود به دست آورند.

💡 هدف از این دوره آموزشی، یادگیری مهارت برنوشتن مطالب علمی به شکلی دقیق و منظم است که بتوان در مقالات دانشگاهی از آن‌ها استفاده کرد.

💡 مهارت برنوشتن نکات کلیدی در حین گوش دادن به سخنرانی، به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مطالب را عمیق‌تر درک کرده و در حافظه خود ثبت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران