برنهاد

لغت نامه دهخدا

برنهاد. [ ب َ ن ِ / ن َ ] ( اِ مرکب ) ( از: پیشوند بر + نهاد ) بر قاعده و قانون. قانون. ( ناظم الاطباء ). || پس انداز. ذخیره. آنچه از مال که خرج نکنند و برای احتیاط نگاه دارند: برنهاد را که نگاه داشتندی خمسین الف درهم. ( تاریخ سیستان ). || بالا آمدن سطح زمین بواسطه نهشت مواد جامد در رسوبات بر بستر رودخانه است. فرایند. ( دایرة المعارف فارسی ).

فرهنگ فارسی

بر قاعده و قانون یا ذخیره.

جمله سازی با برنهاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا تاج یزدان به سر برنهاد پذیرفتم و بودم از تاج شاد

💡 چو بشنید قیصر بر آن برنهاد که دخت گرامی به گشتاسپ داد

💡 و گفت: هر که را در راه توحید نظر افتد برنهاد خود آن توحید او را از آتش برهاند.

💡 به قلب سپاه اندرون نوش‌زاد یکی ترگ رومی به سر برنهاد

💡 چو گرگان رسیدند نزدش فراز به زه برنهاد از کمان سرفراز

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز