لغت نامه دهخدا
بربوده. [ ب ِ رُ دَ / دِ ] ( ن مف ) ( از: ب + ربوده ) مسلوب. ربوده. رجوع به ربوده شود.
بربوده. [ ب ِ رُ دَ / دِ ] ( ن مف ) ( از: ب + ربوده ) مسلوب. ربوده. رجوع به ربوده شود.
مسلوب ربوده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال تاریخ چو جستند زتاج الشعرا زان نکو قلعه که بر بوده ز خلخ پرتو
💡 بگشوده نظر خلق جهانی ز کناره بر بوده میانش دل خلقی ز میانه
💡 هست دوان گرد تو چون گرد باد جان عزیزان که تو بر بوده ای
💡 دید یک سوی سپاهی همه خون خوار ولئیم گوی بر بوده به تلبیس زشیطان رجیم
💡 کنون به کام و به ناکام می روم که مرا جهان عنان ارادت ز دست بر بوده ست