لغت نامه دهخدا
باویسی. ( اِخ ) دهی از دهستان سرقلعه گرمسیر ولدبیگی بخش ثلاث کرمانشاهان. دارای 150 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
باویسی. ( اِخ ) دهی از دهستان سرقلعه گرمسیر ولدبیگی بخش ثلاث کرمانشاهان. دارای 150 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
نام دهی از شهرستان کرمانشاهان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از کارهای مهم سلطان سهاک، تشکیل ۷ خانواده حقیقت به نامهای خاموشی، یادگاری، شاهابراهیمی، عالیقلندری، میرسوری، مصطفایی و حاجی باویسی بودهاست. بعد از سلطان نیز چهار خانواده دیگر به نامهای ذوالنوری، آتشبیگی، شاهحیاسی و باباحیدری تأسیس شدند.
💡 باویسی سیدمحمد، روستایی از توابع بخش ازگله شهرستان ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه ایران است.
💡 از اعضای برجسته این حزب علاوه بر کواکبیان می توان به مصطفی سکوند و آغاسلطان باویسی و سیاوش حقانی و احسان دهرویه اشاره کرد.