یکپارچه سازی رزمگاه
مترادفها
یکپارچهسازی میدان نبرد
فرهنگستان زبان و ادب
{battlefield integration} [علوم نظامی] هماهنگ سازی سامانه های تجهیزاتی و منابع انسانی مجزا به صورت سامانۀ رزمی منسجم و پیکربندی شده برای افزایش توانمندی کلی سامانه
جمله سازی با یکپارچه سازی رزمگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعضی از سامانههای پروندهای عملیاتی مانند سازماندهی مجدد فضای آزاد، حذف امن فضای آزاد و بازسازی ساختارهای سلسله مراتبی با فراهم کردن سودمندیهایی برای انجام دادن این توابع در زمانهای حداقل فعالیت، به تعویق میاندازند. برای مثال سودمندیهای یکپارچه سازی سامانه پروندهای.
💡 یکی از چالشهای اصلی در جنگهای مدرن، یکپارچهسازی رزمگاه از طریق پیوند دادن تجهیزات زمینی، هوایی و دریایی با سیستمهای مدیریت فرماندهی و کنترل است.
💡 یکپارچهسازی رزمگاه با استفاده از فناوریهای پهپادی و هوش مصنوعی، به فرماندهان اجازه میدهد تا دید وسیعتری از موقعیت دشمن و نیروهای خود داشته باشند.
💡 استراتژیهای نظامی جدید بر اهمیت یکپارچهسازی رزمگاه و هماهنگی میان واحدهای مختلف اطلاعاتی و عملیاتی برای دستیابی به پیروزی سریع و کمخسارت تأکید دارند.