لغت نامه دهخدا
( یزدان آفرید ) یزدان آفرید. [ ی َ ف َ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) یزدان آفریده. آفریده یزدان. مخلوق خدا. خلق خدا. ( یادداشت مؤلف ). || به عقیده کریستنسن سرود دینی بوده است. دادآفرید. دادارآفرید. ( یادداشت مؤلف ).
( یزدان آفرید ) یزدان آفرید. [ ی َ ف َ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) یزدان آفریده. آفریده یزدان. مخلوق خدا. خلق خدا. ( یادداشت مؤلف ). || به عقیده کریستنسن سرود دینی بوده است. دادآفرید. دادارآفرید. ( یادداشت مؤلف ).
( یزدان آفرید ) یزدان آفریده آفریده یزدان
اسم: یزدان آفرید (پسر) (فارسی)
معنی: آفریده خداوند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دمادم چون نبوسم لعل او در عالم مستی که بهر بوسه یزدان آفرید آن لعل نوشین را
💡 خاک و باد و آب و آتش، مهر و ماه و روز و شب جسم و جان و عقل و دانش، جمله یزدان آفرید