گوشه گوشه
مترادفها
همهجا، در هر سو
متضادها
هیچجا
لغت نامه دهخدا
گوشه گوشه. [ ش َ / ش ِ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) دارای گوشه که محدود به زوایاو مثلثها است. || ( ق مرکب ) از این گوشه به آن گوشه و از این طرف به آن طرف. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
۱ - دارای گوشه ها محدود بزوایا. ۲ - از این گوشه بدان گوشه از ین طرف بان طرف.
جمله سازی با گوشه گوشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او مثل سنگ میماند، یک سنگریزه که از ازل آرام یک گوشه افتاده و سرش به کار خودش بودهاست.
💡 وصالت خوان سلطانست، ازو محروم محتاجان زنانش گوشه یی بشکن که بر در صد گدا داری
💡 گوشهٔ بوسلیک در اوج دستگاه نوا اجرا میشود. فخرالدینی نت شاهد آن را درجهٔ هشتم نوا و نت ایست آن را درجهٔ چهارم نوا مینامد. فرهت نت شاهد را درجهٔ چهارم نوا و نت آغاز را درجهٔ پنجم نوا مینامد و تأکید میکند که در این گوشه نت متغیر وجود ندارد. بخش آغازین گوشهٔ نیریز نیز بر اساس گوشهٔ بوسلیک استوار است.
💡 بى مناسبت نيست كه ما در اينجا به گوشه اى از كمالات اين بانو اشاره كنيم.
💡 در اين جنگ گوشه اى از فداكاريها و ايثارهاى حضرت ولى الله صلوات الله عليه ظاهرگشت، آن حضرت تا آنجا تلاش كرد كه جبرئيل ميان آسمان و زمين ندا كرد: لاسيف الاذوالفقار و لافتى الا على .