گوشتۀ تهی شده

فرهنگستان زبان و ادب

{depleted mantle} [زمین شناسی] بخشی از گوشتۀ زمین که غلظت عناصر ناسازگار در آن معمولاً براثر ذوب بخشی کاهش یافته است

جمله سازی با گوشتۀ تهی شده

💡 چون کوکنار خورده ز سودا دماغ سر وز خرمی تهی شده چون کوکنار دل

💡 تهی شده ست دماغم ز فرط بیداری ولی چه سود که بختم همیشه در خواب است

💡 وگر چو دستِ من است ای پسر تهی شده مشکت دو اسبه از پیِ می شاید ار الاغ دوانی

💡 دستم اگر زنقد دل ودین تهی شده است کوتاهی مرا به سر زلف یار بخش

💡 از باده خشک لب شدن و مردنم یکی است تا شیشه‌ام تهی شده، پیمانه پر شده است

💡 ز خود تهی شده ام چون نی و ز ناله پرم خروش درد تو پیچیده درگلوست مرا