لغت نامه دهخدا
کعب کعب. [ ک َ ب ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به کلمه «مال » شود در علم حساب. ( از نفایس الفنون ).
کعب کعب. [ ک َ ب ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به کلمه «مال » شود در علم حساب. ( از نفایس الفنون ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کعب گفته است که در روز قیامت، خورشید و ماه مانند دو گاو جلو خواهند آمد و به جهنم انداخته خواهند شد.
💡 طبق گزارشهای لوریمر در دوره مظفرالدین شاه، آل بو کرد پس از کعب و باوی سومین طایفه پرجمعیت غیر کوچنشین اهواز بود همچنین مظفریه یا بندر مظفری محل سکونت طایفه آلبکردون نیز پس از بندر ناصری (منطقه نادری کنونی اهواز) و بندر محمره (خرمشهر) جایگاه سومین موقعیت استراتژیک و تجاری جنوب خوزستان را داشت.
💡 مزعل فرزند شیخ جابر معروف به جابر خان و برادر بزرگتر شیخ خزعل از قبیله بنی کعب بود. پس از مرگ جابر خان به سال ۱۲۹۸ اختلاف دو فرزند بزرگترش یعنی شیخ محمد و شیخ مزعل آغاز شد که با پیروزی شیخ مزعل به پایان رسید. وی القاب و عناوین و زمینهای پدرش را از دولت مرکزی ایران به ارث برد و چیز دیگری که بر آن افزود رابطه با حکومت انگلیس بود.
💡 این یک دیدگاه یهودی است که کعب میخواهد به اسلام وارد کند. خداوند منزه است از چیزهایی که به او نسبت میدهند. مگر نشنیدهای که خدا در قرآن فرموده است: