چوب بندی
مترادفها
چوبکاری
لغت نامه دهخدا
چوب بندی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل چوب بستن و داربست یا خرپا ساختن. || ( اِ مرکب ) رجوع به چوب بست شود.
فرهنگ فارسی
عمل چوب بستن و داربست یا خر پا ساختن
جمله سازی با چوب بندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برجستگی بونار در شور و عشقی بود که به باسمههای چوبی ژاپنی، رنگبندی تخت آنها، فضاهای موزون، و ترکیب بندیهای غالباً مقطع و با روح آنها داشت.