بلند کننده

لغت نامه دهخدا

بلندکننده. [ ب ُ ل َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بردارنده. رافع. ناتق. و رجوع به بلند کردن شود.

فرهنگ فارسی

بردارنده ٠ رافع ٠ ناتق ٠

جمله سازی با بلند کننده

💡 حرکت زانو و راه رفتن ما به یک ساختار حرکتی وابسته است، که «ساختار راست کننده زانو» نامیده می‌شود. این ساختار که در جلوی زانو قرار دارد، شامل استخوان کشکک، زردپی کشککی، زردپی چهارسر و عضلات چهارسر] است. عضلات چهارسر که در جلوی ران قرار دارند، عضلاتی هستند که به تاندون چهارسر متصل می‌شوند. هنگامی که این عضلات منقبض می‌شوند، زانو را راست می‌کنند، مثل زمانی که ما از وضعیت نشسته بلند می‌شویم.

💡 «ابتدا قصد آن داشتم که همه حرف‌هایم را، درباره این داستان بلند خرد کننده، در مقدمه بیاورم؛ اما جلد نخستین که به پایان رسید، از نهادن مقدمه‌یی برای آن پشیمان شدم و تصمیم گرفتم که آن‌چه برای گفتن، خارج از داستان دارم، به انتهای جلد آخر بفرستم. همین‌قدر می‌گویم که در عمر خویش، کاری چنین کمرشکن، درهم کوبنده و خوف‌انگیز انجام نداده‌ام، و نه، دیگر، خواهم داد.»

💡 کک زغال‌سنگ در کوره بلند نقش‌های مختلف تأمین انرژی، احیاء کانه‌های آهن، ایجاد تخلخل برای عبور گازهای احیاء کننده و کربوره کردن چدن را دارا می‌باشد.