اهن پولاد

لغت نامه دهخدا

( آهن پولاد ) آهن پولاد. [ هََ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ذَکر. جراذ. مقابل نرم آهن، اَنیث، اَنیف.

فرهنگ فارسی

( آهن پولاد ) ذکر مقابل نرم آهن

جمله سازی با اهن پولاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن از میان آهن و پولاد سر نهد گر دست خود به آهن پولاد بر نهی

💡 آهن پولاد با عزمت ندارد محکمی آذر خَرّاد با خشمت ندارد التهاب

💡 «آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ» مرا خایها آهن و پولاد دهید، «حَتَّی إِذا ساوی‌ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ» تا آن گه که از زمین تا سر کوه هموار کرد راست بخایه آهن پولاد برهم، «قالَ انْفُخُوا» گفت دموزنها سازید برین دیوار و آن را آتش کنید، «حَتَّی إِذا جَعَلَهُ ناراً» تا آن را آتشی کرد آهن گداخته سرخ، «قالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً (۹۶)» گفت مس گداخته دهید مرا تا برین ریزم.

💡 جمله را با همدگر در می‌فکند ز آهن پولاد آن شاه بلند

💡 آهن پولاد و حجر در کف تو موم شود من که همه موم توام چونک بدین سان نشوم

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فراماسونری یعنی چه؟
فراماسونری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز