لغت نامه دهخدا
( آمرزیده ) آمرزیده. [ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) مغفور. مرحوم. مَعْفُوّ. شادروان. مُغتفر. بخشوده: پدرآمرزیده.
( آمرزیده ) آمرزیده. [ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) مغفور. مرحوم. مَعْفُوّ. شادروان. مُغتفر. بخشوده: پدرآمرزیده.
( آمرزیده ) (مُ دِ ) (ص مف. ) مرحوم، شادروان.
( آمرزیده ) بخشوده، کسی که خداوند گناهان او را بخشوده باشد.
( آمرزیده ) ( اسم ) مغفور مرحوم شادروان بخشوده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصطفی (ص) گفت سه چیز است که هلاک مرد در آنست: یکی بخل که مرد او را فرمان بردار شود، دیگر هوای نفس که مرد فرا پی آن نشیند، سوم آن مرد که بخویشتن معجب بود. یکی از جمله بزرگان دین گفته: اگر همه شب خواب کنم و بامداد شکسته و ترسان باشم دوست تر از آن دارم که همه شب نماز کنم و بامداد بخویشتن معجب باشم. و عبد اللَّه مسعود گفت هلاک دین مرد در دو چیز است: یکی عجب، دیگر نومیدی این از آن گفت که هر که نومید شد از طلب فرو ایستاد و فترت در وی آمد نیز عبادت نکند، همچنین معجب در خود میپندارد که از طلب بی نیازست که کار وی خود راستست و آمرزیده.
💡 از دیدگاه پولس، مسیح به عنوان پسر خدا قربانی شد تا گناهان ذاتی بشر که توسط آدم وارد جامعه بشری گردید آمرزیده شود. به کفاره مرگ و احیاء عیسی مسیحیان آمرزیده میشوند. مرگ او کفاره گناهان بشریّت است، و با خون مسیح صلح بین خدا و انسان برقرار میشود.با بخشش از راه ایمان،، یک مسیحی در مرگ و با پیروزی مسیح بر مرگ با مسیح شریک میشود، و پسرخواندگی جدید را رایگان بدست میآورد.