لغت نامه دهخدا
ماهی دندان. [ دَ ] ( اِ مرکب ) دندان قسمی از ماهی که از آن قبضه کارد و شمشیر سازند. ( ناظم الاطباء ).
ماهی دندان. [ دَ ] ( اِ مرکب ) دندان قسمی از ماهی که از آن قبضه کارد و شمشیر سازند. ( ناظم الاطباء ).
دندان قسمی از مایهی که از آن کارد و شمشیر سازند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستخار ماهی آبهای شیرین بود. این شناگر قابل در اعماق میانی دریاچهها و رودها گشت میزد و از طعمههای کوچکی که بین آروارههای بازشوندهاش گرفتار میشدند تغذیه میکرد. این ماهی دندان نداشت، بنابراین احتمالاً آب را به کمک شیارهای آبششی بلندش غربال میکرد تا غذا را از آن جدا کند. دستخار چشمهای بزرگ، دهان بزرگ، بدنی گود و دمی خمیده به بالا (بالابرتر) داشت.