لغت نامه دهخدا
تلاوی. [ ت َ ] ( ع مص ) گردآمدن مردم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اجتماع. ( اقرب الموارد ).
تلاوی. [ ت َ ] ( ع مص ) گردآمدن مردم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اجتماع. ( اقرب الموارد ).
گرد آمدن مردم.
تلاوی ( به گرجی: თელავი ) یکی از شهرهای مهم گرجستان و مرکز استان کاختی در شرق این کشور است.
جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۲ برابر با ۲۱٬۸۰۰ نفر بوده است. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۴۹۰ متر است.
با ویرانی گرِمی پایتخت پادشاهی کاختی توسط شاه عباس یکم در سال ۱۶۱۶ میلادی، پادشاهان کاختی، تلاوی را به عنوان پایتخت انتخاب کردند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوشِتی (گرجی: ბუშეტი) یک روستا در شهرداری تلاوی در گرجستان است.
💡 آرتانا (گرجی: ართანა) یک روستا در شهرداری تلاوی در گرجستان است.
💡 ایقالْتو (به گرجی: იყალთო) روستایی است در فاصلهٔ ۱۰ کیلومتری شهر تلاوی مرکز استان کاختی در شرق گرجستان که به خاطر مجموعهٔ رهبانی و صومعهٔ ایقالتو و همچنین فرهنگستان و دانشگاه تاریخی ایقالتو شناخته شدهاست.
💡 جوغانی (گرجی: ჯუღაანი) یک روستا در شهرداری تلاوی در گرجستان است.