گل بندان

لغت نامه دهخدا

گل بندان. [ گ ُ ب َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان امجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت واقع در 65000گزی جنوب خاوری مسکون و 28000گزی خاور راه شوسه جیرفت به بم. دارای 8 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان امجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت

جمله سازی با گل بندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواجه منجیکو روستایی در دهستان بندان بخش مرکزی شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۳۸ نفر (در ۳۰ خانوار) بوده‌است.

💡 به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم به یک صوت حزین صد عندلیب آزاد می کردم

💡 زمین بندان، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 هر زمان صد گونه اشکال بدیع از کلک صنع نقش بندان قدر بر طاق خضرا افکنند

💡 تیغ بندان کرشمه تیغ بر همه می نهند اشک خونین سر به دامان نظر خواهد نهاد

💡 بطوریکه در بیشتر اوقات روز اطراف خانه‌ها سایه بندان است، کوچه‌های تنگ وباریک در سرعت افزودن باد نقش مهمی دارند در محلهٔ بستکیه.

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز