گزند رسیدن
مترادفها
آسیب دیدن، صدمه دیدن
متضادها
سلامت ماندن، سود رسیدن
لغت نامه دهخدا
گزند رسیدن. [ گ َ زَ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) آسیب رسیدن. صدمه رسیدن:
نیامد جهان آفرین را پسند
از ایشان به ایشان رسید آن گزند.فردوسی.نه حله ای کز آب مر او را رسد گزند
نه حله ای کز آتش او را بود زیان.فرخی.گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج.سعدی ( گلستان ).که وی در حصاری گریزد بلند
رسد کشور بیگنه را گزند.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آسیب رسیدن صدمه وارد آمدن.
جمله سازی با گزند رسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین گفت کز جور چرخ بلند چو خواهد رسیدن کسی را گزند
💡 طبق گفتههای توپاک، این نام در ابتدا به صورت مخفف شروع شدهاست: «نفرتی که شما به بچههای کوچک میورزید به همه آسیب میرساند». این کار این ایده را نشان میداد که نژادپرستی و حاشیه نشینی توسط جوانان سیاهپوست در نهایت باعث گزند و آسیب رسیدن به جامعه است. [۱]