گریز و فرار
مترادفها
فرار، گریز، گریختن
متضادها
مقابله، رویارویی
فرهنگستان زبان و ادب
{evasion and escape} [علوم نظامی] عملیاتی که خروج نیروهای نظامی را از مناطق دشمن یا مناطق تحت نظر او ممکن می سازد
ویکی واژه
عملیاتی که خروج نیروهای نظامی را از مناطق دشمن یا مناطق تحت نظر او ممکن میسازد.
جمله سازی با گریز و فرار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در عشق گریز و در غم عشق جز عشق همه فناست ای فیض
💡 نه شیران را کند کس حمله تعلیم نه روبه را گریز و حیله تسلیم
💡 وقتی پلیس به محل وقوع جرم رسید، سارقان با سرعت بسیار زیادی با استفاده از یک خودروی مسابقهای، اقدام به گریز و فرار از صحنه کردند.
💡 در طبیعت وحشی، حیوانات زمانی که با تهدید جدی از سوی شکارچیان روبهرو میشوند، معمولاً به سمت جنگلهای انبوه برای گریز و فرار از خطر میدوند.
💡 برخلاف رویکرد صحیح مقابله با مشکلات، انتخاب مسیر گریز و فرار از مسئولیتها تنها باعث میشود که چالشها در آینده به شکلی دشوارتر با فرد روبرو شوند.