گروگان کردن

لغت نامه دهخدا

گروگان کردن. [ گ ِ رَ / رُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به گرو سپردن چیزی یا کسی را:
همان نیز با باژ فرمان کنیم
زخویشان فراوان گروگان کنیم.فردوسی.از من خسیس تر که بود در جهان
گر تن به نان چو گربه گروگان کنم.ناصرخسرو.تو آن جوادی شاها که آز گیتی را
سخاوت تو به دست فنا گروگان کرد.مسعودسعد.- دل را گروگان کردن؛ دل دادن. توجه کامل کردن:
سخن هرچه گویدش فرمان کند
بفرمان او دل گروگان کند.فردوسی.به نیکی گرائیم و پیمان کنیم
به داد و دهش دل گروگان کنیم.فردوسی.- زبان را گروگان کردن؛ سوگند خوردن:
یکی با شما باز پیمان کنم
زبان را به یزدان گروگان کنم.فردوسی.- زبان خود را به گرو گذاشتن:
بخواهم من او را و پیمان کنم
زبان را به نزدت گروگان کنم.فردوسی.- سر گروگان کردن؛ سر خود را به گرو گذاشتن:
بدو گفت بهرام پیمان کنم
بدین رنجها سر گروگان کنم.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بعنوان گرو سپردن چیزی یا کسی را: همان نیز با باژ فرمان کنیم زخویشان فراوان گروگان کنیم. یا دل را گروگان کردن. توجه کامل کردن. یا زبان را گروگان کردن. سوگند خوردن قسم خوردن. یا سر ( خود ) را گروگان کردن. سر خود را بگرو گذاشتن.

جمله سازی با گروگان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همزمان با آنها گروهی تبهکار که الماس سرقت کرده‌اند هم درآنجا توقف می‌کنند وقتی پلیس به دزدان مشکوک می‌شود سردسته دزدها(رابرت پاتریک) تصمیم می‌گیرد همه حاضران در آنجا را بکشد او تمام حاضران درپمپ بنزین را می‌کشد و همسر جان را گروگان می‌گیرد جان تریتون(جان سینا) که درون فروشگاه پنهان شده جان سالم به در می‌برد و تمام تلاش خود رابرای پیدا کردن همسرش (کلی کلارسون) و نابودی تبهکاران می‌کند.

💡 سعد حریری نخست‌وزیر لبنان روز شنبه ۴ نوامبر ۲۰۱۷ در حالی که در مسافرت به عربستان سعودی در ریاض به سر می‌برد متن استعفانامه خود را در کانال تلویزیونی العربیه عربستان سعودی و به صورت ضبط شده خواند. او در استعفانامه خود، ایران و متحدش حزب‌الله را متهم ساخت که لبنان را به گروگان گرفته و این منطقه عربی را بی‌ثبات ساخته‌اند. وی در این سخنرانی خواستار متحد کردن لبنان و آزاد کردن آن از دخالت خارجی شد.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز