گره کور

مترادف‌ها

گره سخت

لغت نامه دهخدا

گره کور. [ گ ِ رِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) گرهی که بسختی باز شود، یا اصولاً باز نشود.

جمله سازی با گره کور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گره از تار زلفش محتشم نتوان گشود اما اگر توفیق باشد کور مادرزاد بگشاید

💡 اختلافات دیرینه میان دو قبیله بزرگ در این منطقه به یک گره کور تبدیل شده است که راهی برای حل آن نیست.

💡 عدم همکاری میان بخش‌های مختلف سازمان، باعث ایجاد یک گره کور در فرآیند تصمیم‌گیری شده که مانع از پیشرفت پروژه‌ها می‌شود.

💡 مشکل کمبود منابع آب در مناطق خشک، گره کوری است که نیازمند راهکارهای علمی و همکاری‌های بین‌المللی گسترده برای حل آن است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران