گره زو

لغت نامه دهخدا

گره زو. [ گ َ رِ زُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زوارم بخش شیروان شهرستان قوچان، واقع در 5 هزارگزی باختر شیروان و 4 هزارگزی جنوب شوسه عمومی شیروان به بجنورد. هوای آن معتدل و دارای 151 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و تریاک و انگور و شغل اهالی زراعت و مال داری است. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

دانشنامه عمومی

گره زو یک روستا در ایران است که در دهستان زیارت واقع شده است. گره زو ۲۵۸ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با گره زو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گره ز کار تو چون غنچه وا شود به دمی اگر تو جز در دل رو به هیچ در نکنی

💡 سلام کردم و گفتم که ای به آسانی گره‌گشای دلت کرده حلّ هر مشکل

💡 خرج خاک تیره می گردد چو قارون دانه اش در دل هر کس که حرص مال می گردد گره

💡 در دوره‌های مختلف، یک خانوادهٔ فقیر، یک توسعه‌دهنده مضطرب و یک صاحب‌خانهٔ خسته به یک خانهٔ مرموز در این کمدی تاریک گره خورده‌اند.

💡 یک گره افزون نباشد رشته زنار را سبحه تزویر از صد رهگذر دارد گره

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز