لغت نامه دهخدا
گرم و سرد چشیدن. [ گ َ م ُ س َ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) خوب وبد زمانه را دیدن. تلخی و شیرینی روزگار را دیدن.
گرم و سرد چشیدن. [ گ َ م ُ س َ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) خوب وبد زمانه را دیدن. تلخی و شیرینی روزگار را دیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سودم از سودای دل جز درد نیست غیر اشک گرم و آه سرد نیست
💡 این و صد چندین و چندین گرم و سرد از تو ای سرد آن توهم کم نکرد
💡 مجلس گرم و غرقه در اسرار چون در آن معرض آمد این گفتار
💡 هزار حیف که صوفی به صد پیاله شراب نشد به باده کشان گرم و همچنان خنک است
💡 به گفتار گرم و به آواز نرم فرستاده را راه دادی به شرم
💡 خسروا تا جهان ز مهر و ز چرخ گه شود گرم و گاه گردد سرد