لغت نامه دهخدا
گرده رش. [ گ ِ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه که در 20هزارگزی شمال باختری میاندوآب و 12هزارگزی شمال راه شوسه میاندوآب به مهاباد واقع است. هوای آن معتدل و سکنه آن 275 تن است. آب آن از سیمین رود و چاه تأمین میشود. محصول آن غلات، چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
گرده رش. [ گ ِ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهرویران بخش حومه شهرستان مهاباد، واقع در 31هزارگزی شمال خاوری مهاباد و 5000گزی جنوب راه شوسه مهاباد به میاندوآب. هوای آن معتدل و دارای 178 تن سکنه است. آب آن از سیمین رود و چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون، چغندر و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).