لغت نامه دهخدا
گردن گیر شدن. [ گ َ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مجبور به اعتراف دعوی بی اصل شدن. مجبور به تحمل رنجی شدن.
گردن گیر شدن. [ گ َ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مجبور به اعتراف دعوی بی اصل شدن. مجبور به تحمل رنجی شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انواع برنامههای سرگرمکنندهای در ودویل رواج داشت مانند: اجرای برنامه توسط نوازندگان آهنگهای محبوب مردم (موزیک پاپ) و نیز توسط موزیسینهای موسیقی کلاسیک، انواع رقص، برنامههای کمدی، برنامههای اجرا شده توسط حیوانات دستآموز، شعبده بازی، اجرای برنامه توسط زنان و مردهایی که تقلید مردم را درمیآوردند و با جعل هویت به شوخی میپرداختند، عملیات آکروبات، اجرای انواع آهنگها (ترانههای درخواستی)، عملیات تردستی و چشمبندی، بازیهای فردی و بازیهای صحنهای و گروهی و دست جمعی، اجرای عملیات توسط ورزشکاران، ارائهٔ سخنرانیهای مشهور و خطابههای مذهبی، و سرانجام [بعد از اختراع و همه گیر شدن صنعت سینما] نمایش فیلمهای سینمایی.
💡 در سالهای اخیر خشکسالی و به علاوه پدیده ریزگردها موجب ضعیف شدن درختان جنگلهای دینارکوه شده و در نهایت با همه گیر شدن نوعی انگل، موجب نابودی بخش قابل توجهی از درختان این جنگل شدهاست. این انگل از پوشش گیاهی بلوط به عنوان میزبان استفاده میکند و این در نهایت به مرگ تدریجی درخت میانجامد. این جنگل درصورت ادامه این روند تا ۳۰ الی ۴۰ سال آینده نابود خواهند شد.