لغت نامه دهخدا
( گردآخر ) گردآخر. [ گ ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) آخُرِ گِرد. آخر مدور:
یک خر نخوانمت که یکی کاروان خری
گرد آخرت پر از علف کفر و زندقه.سوزنی.
( گردآخر ) گردآخر. [ گ ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) آخُرِ گِرد. آخر مدور:
یک خر نخوانمت که یکی کاروان خری
گرد آخرت پر از علف کفر و زندقه.سوزنی.
( گرد آخر ) ( اسم ) آخر گرد آخر مدور: یک خر نخوانمت که یکی کاروان خری گرد آخرت پر از علف کفر و زند قه. ( سوزنی )
💡 یزد گرد آخرین شاه ساسانی در گریز از فاتحان پیش و بیش از همهٔ ایرانیان به سیستانیان دل بسته و به سیستان پناه برده است.
💡 زینگونه چون صرصر بود گر ترکتاز جلوهات دانم چو گرد آخر روم بر باد از جولان تو
💡 رفتی و دل بردی و جان من از غم سوختی باز گرد آخر، که چندین ظلم نتوان کرد و رفت
💡 یزد گرد آخرین شاه ساسانی در گریز از فاتحان پیش و بیش از همهٔ ایرانیان به سیستانیان دل بسته و به سیستان پناه برده است.
💡 چه گر خاکم نگردد گرد آخر پدر نپسنددم در درد آخر